دانیال جونمدانیال جونم، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه سن داره
وبلاگ دانیال جونموبلاگ دانیال جونم، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه سن داره

ღدانیال کوشولو دنیای مامان باباღ

قند عسلم مرد شدنت مبارککککککککککککککککککککک

1394/6/22 15:29
نویسنده : مامان محبوبه
6,519 بازدید
اشتراک گذاری

سلام  پسر گلم نفسه مامان بلاخره در سن 3سال و 1ماهگی ختنه شدی خندونکپــــــــــــــــــــــــس:

جشنمـــــــــــــــــــــرد شــــــــــــــــــــــدنتـــــــــــــــــــ مـــــــــــــــــبارکـــــــــــــــــجشن

شاید به نظرت خیلی دیر ختنت کردیم ولی خاطره بدی که از یه بچه شیش ماهه که ختنش کرده بودن تو ذهن من و بابایی نقش بسته بود بر این شد ختنه کردنت رو تا این سن کش بدیمخجالت

خدا رو شکر خیلی همکاری کردی و جوری که انتظار نداشتیم برخورد کردی فقط همون لحظه ختنه جیغ و داد کردی به محض اینکه خونه رسیدیم داروهاتو دادیم و خوابیدی بعدش از صدای دایی امیر بیدار شدی و شاد و شنگول اصلا انگار نه انگار یه بشقاب پر سوپ هم نوش جان کردی و خیلی مواظب راه رفتنت بودی یه کم برا جیشت اذیت شدی دیگه از فرداش شروع به بازی و شیطنیت کردی هر جایی که میرفتیم کسی باورش نمیشد ختنه کردی بازی و بدو بدو همچنان ادامه داشت فداتشم تصمیم گرفتیم برات جشن بگیریم که پا به پای ما برای رزرو تالار و سفارش کارت میومدی و کسی باور نمیکرد دو سه روزه ختنه کردی قربون پسر نازم برم الهی دیگه اینکه ختنت به روش حلقه بود که بعد از 8روز حلقش افتاد و خودت میرفتی حموم وان رو آب میکردی مینشتی توش و میگفتی شومبولم خوب بشهخندهاولین باری هم بابا جونو بعد از ختنه دیدی با بغض و گریه بهش گفتی شومبولم کنده شده سیاه شدهخندهدیگه چند روز اوضایی داشتیم هر کیو میدیدی میگفتی ببین شومبولم آخ شدهههههخندونکبعد از اینکه حلقت افتاد با شادی و خوشحالی میخدیدی و میگفتی شومبولم خوشگل شدددددقه قههالهی فدات بشم مردِ کوچولویِ شیرین زبونمبغلبوس

اینم عکسات بلافاصله بعد از ختنه که اومدیم خونه  درد داشتی و به روز شربت و قطره استامینوفن آروم شدی الهی بمیرم واست جیگره مامانخطا

بعد از ختنه

و امااااااااااااااااااااااااا جشن پسرم بعد از یک هفته که کامل خوب شدبغلجشن

 

کارت دعوت جشن که مثلا از طرف ویانا بودخندونکزیبا

کارت دعوت ختنه سوران

تالار آریانا

دانیال جونم مرد شدنت مبارک

1جشن ختنه سوران

 

جشن

این دوتا خانوم کوچولو سمت چپ دیانا و  راست یسنا جون بچه های اقوامبوس

پسر کوچولو هم پسر صاحب تالار اسمشو نمیدونمخندونک

خودتم که همش فرار میکردی نشد یه عکس درست حسابی ازت  بگیرمخنده

دوستای دانیال

عشق مامان

اینم موقع شام ازت گرفتم فوق العاده بد اخلاق و غر غرو بودی موهاتم به هم ریختیخندونک

*

با یه من عسلم نمیشه خوردشخنده

:-)

پسر من عسلههههه تاج سرههههههبغلبوس

زندگیه مامان

میوه جشنت به ایده ی خودم هندوانه بود هم خیلی جدید بود و همه تعجب کردن همم فصل تابستون و هوای گرم میچسبهخندونک خلاصه اینکه تالار قبول نکرد خودش هندوانه ها رو برش بزنه منم رو این تصمیم مصمم بودم به کمک خاله طیبه (همسایه)و زنعمو زهرا دوساعتی طول کشید که نشستیم و هندوانه ها که 12تا دونه خیلی بزرگ بودن رو برش زدیم گذاشتیم تو ظرف و سلفون کشیدیم بابا  و عمو مسعود بردن تالار حیف که یادم رفت از اونهمه هندونه عکس بگیرم قه قهه

اینم یه عکس که تو سالن موقع پذیرایی گرفتمخجالت

هندوانه

شام هم زرشک پلو و مرغ خیلی خوشمزه بود دسر هم ژله موز و هلوخوشمزه

ژله موز و هلو

اینم از جشنت پسر گلم ایشالا تنت سالم باشه و شاد باشی همیشه

عاشقتممممم مامانی

تا پست بعدبوسبای بای

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

aylar
5 دی 94 21:37
سلام خوشحال میشم به من هم سر بزنید و در کانال تلگرام و پیج اینستاگرامم عضو بشید فعالیتم در زمینه ی طراحی تم تولد،بروشور،تقویم و... برای کودکان و بزرگسالان هست در ضمن ارتباط از طریق وبلاگم هم امکان پذیره channel: @aylardesign موفق باشید